بازم عکس هایی از سرداران نارویی
سردار نظر خان نارویی

آقاخان نارویی

ملک شاه خان نارویی

نظر خان در سمت راست تصویر

سردارنظرخان نارویی

طایفه نارویی





بنت در آغاز تابع حكومت قصرقند و در قلمرو بلیده ای بوده و يك نفر از طايفه ميرهاي بنت از سوي حاكم قصر قند ، امور مربوط به بنت را انجام مي داده است.
سردار محمد علي خان نارويي ، پسر مهراب خان حاكم نیکشهر ، را كشت و بر آنجا و بنت تسلط يافت؛ اما از هنگامي كه سردار حسين خان ، فرزند محمد علي خان، خواهرش، با نو گراناز، را به عقد مير حاجي ، يكي از بزرگان بنت در مي آورد ، بنت به طايفه شيراني تعلق مي يابد . مدتي بعد سردار حسین خان به علت در گيري با دولت مركزي ایران از حكومت عزل گرديد و در نتيجه ، حكومت بنت به سردار مهيم خان لاشاری سپرده مي شود .
همزمان با بزرگ شدن پسران بانو گراناز، خانهاي شيراني قدرتي يافتند و در نزاعي كه منجر به قتل برادران مهيم خان لاشاري شد، اسلام خان ، پسر با نو گراناز ، به اتفاق پنج برادر خود به نامهاي : جهانگير خان ، شهباز خان ، نقدي خان، ميرزا خان و صاحب خان، حكومت بنت را به دست گرفت و چون خانواده او در بنت از احترام ويژه اي برخوردار بود ، با استفاده از نسل مادري ، خود را شيراني"نارویی" خواندند.
شیرانی، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ایران. همچنین شیرانی یا شیرانزهی نام طایفه ایی است در بلوچستان جنوبی ایران(مکران)کم حدود 300سال بر بلوچستان حکومت کرده اند ویکی از طوایف ایل نارویی میباشند.مراکز حکمرانی این طایفه بمپور.نیکشهر.بنت .فنوج وهیچان بوده ومشهورترین سرداران ان سردار مهراب خان.سردار حسین خان وسردار سعید خان بوده.که از این میان سردار سعید خان بدلیل سخاوت وتوجه به فرهنگ وادبیات وموسیقی بلوچستان بسیار محبوب میباشد. این روستا در دهستان آلان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۸۱نفر (۱۷ خانوار) همچنین نام روستایی در چهار محال بختیاری و نام فامیلی طایفه است که در اصفهان و چهارمحال بختیاری زندگی میکنند که برای جنگ با روس در به اصفهان امده ودر بیده باد ساکن شده اند بوده است.
در مورد مهراب خان شیرانزهی که در کتاب بلوچستان در عصر قاجارذکر شده توجه بفرمائید واینک عین نوشتاردر صفحه70در سال 1224 قمری بنا بگزارش کاپیتان گرانت انگلیسی در قصرقند شحصی بنام ( شیخ سمندر به طورمستقل حکومت میکرد) واداره دزک در( دست نعمت الله بود ) پر قدرت ترین حاکم بلوچستان غربی ( شاه مهراب بود ) او قدرت جمع اوری ( ده هزار نیرو رادر ان زمان داشت مهراب از ایل ناروئی بود) که توانسته بود بوسیله ازدواج با دختر یکی از سرداران بنپورجای پای در منطقه باز کند وسپس با نیروی نظامی بر تر خود قدرت را بدست گیرد. او در این سالهای 1810م1225ق نه تنها در حوزه حکومتی خود (مستقل بود ) بلکه چندی قبل از دیدار با پاتینجر به اتفاق برادرش قائیم خان به ( لار) حمله کرده وحدود سه ماه انجا را در تصرف خود داشته. ضمنا انطوریکه از تاریخ ورود کاپیتان گرانت ببلوچستان پیدا است هم اکنون 207 سال از ان زمان میگذرد . وبنظرم تنها موارد اختلاف با گزارش کاپیتان گرانت و نظریه بازماندگان مهراب خان و مطلعین محلی این چند مورد است. 1- وی با دختر یکی از سرداران بنپورازدواج نکرده بلکه ان پدر وی بنام سعید خان اول پایه گذار حکومت شیرانزهی در بنپور بوده که همراه ایل تبارش از سیستان بعنوان پناهنده ببنپور میاید وملک شاه جهان اخرین دودمان ملکها از وی نگهداری میکند وپس از مدتی با خواهر ملک ازدواج میکند ومهراب خان متولد میشود وی خواهرزاده ملک شاه جهان است .
ضمنا نحوه تصرف قلعه بنپوروپایان دادن بحکومت هفتصد ساله ملکها بطور مفصل در قسمتهای گذشته بیان گردیده. 2- نام برادر مهراب خان قائیم خان نبوده بلکه محمد حسنخان است قابل توجه است وقتی که یک حارجی مهرابخان را بنام ( شاه مهراب میداند ) واز قدرت وی میگوید انوقت ما از وجود چنین مهرابی بی اطلاع باشیم که در حد یک شاه قدرت داشته.گرچه بنا بگفته مطلعین وبازماندگان مهرابخان شرخ مفصل تری ازوقایع زمان مهرابخان شیرانزهی (یا ناروئی ) پرداخته شده وحتی از نخوه تیرخوردن وی ولنگ شدن پایش در جوانی و ازاولین لشکر کشی وی بطرف فنوج وکشتن بیت الله حاکم انجا که داماد وبرادرزاده الهوردیخان خان بشکرد بوده. وازدواج با بیوه بیت الله وثمر ان ازدواج پسری است بنام لطفعلی خان که هم اکنون بازماندگان لطفعلی خان همین شیرانزهی های ساکن ابادیهای اسفند و رامک وخیراباد فنوج میباشند که جمعیت شان به دها خانوارمیرسد .
ودومین لشکرکشی وی بکمک سعیدخان حاکم کهنوج ورودبار بوده وتصرف قلعه کهنوج وبیرون راندن ومجازات مخالفین سعید خان وبحکومت رساند مجدد وی را بتفصل بیان کردم. وهم ازازدواج با دختر سعید خان مالکی ( یا رودباری ) بنام جمال خاتون که ثمر این ازدواج هم محمد علی خان است بازماندگا ن محمد علی خان هم شیرانزهی های ساکن رودبار و فنوج وگه ومختاراباد میباشند که جمعیت اینها هم به دها خانوارمیرسد. وهم ازجنگ دشتیاری وشکست طایفه جدگال وبحکومت رساندن مجدد میر دوستین بلیده ای وهم علت قتل وی را بدست سران طوایف لاشار که در اسپکه اتفاق میافتد وانهم بتلافی خون میر مرادبک که وی در این زمان حاکم لاشار وگه وبنت بوده
در سال 1219 هـ.ق امير كبير محمد رضاخان نخعي را به سمت فرماندار سيستان منصوب كرد . ريچارد تاپر در مورد نقش سرداران بلوچ در جمع آوري ماليات براي دولت ايران مي نويسد : با اين كه طوايف بلوچ به دولت مركزي ماليات مي پرداختند تا سال هاي دهه 1920 م. قدرت و اختيارات گسترده اي داشتند اما خشونت هايي كه قاجارها عليه طوايف بلوچ اعمال مي كردند ، ميراثي از كينه و نفرت نسبت به دولت مركزي در بلوچستان به جاي گذاشت. فشار دولت بر روساي طوايف بلوچ براي جمع آوري ماليات چندان زيادبود كه برخي از آنان در اواخر قرن نوزدهم عليه قاجارها قيام كردند، از جمله در سال 1315 هـ.ق بلوچ ها تحت رهبري حسين خان نارويي عليه قاجار در سرحد ، سراوان و بمپور به پا خواستند و خواستار كاهش ماليات گرديدند . يكي از ويژگي هاي مهم حيات اجتماعي ـ سياسي بلوچستان طايفه گرايي بود، بلوچ ها در قالب دهها طايفه بزرگ و كوچك سازماندهي مي شد
ژآرین خان ناروئی

نظر خان ناروئی

حاجی سعید خان ناروئی

دلاویز خان ناروئی
سرپرسی سایکس با استناد منابع محلی و روایتی طایفه، آنان را نهرویی میخواند و معتقد است که اجداد آنان پس از جنگ نهروان به منطقه بلوچستان کوچ کردهاند. بعد از علم خان، پسر بزرگش به نام دوست محمد خان، بزرگ طایفه نارویی شد. از دوست محمد خان سه پسر به نامهای کیکاوس، درویش خان و محمدعلیخان باقی ماندند.
این طایفه از بزرگترین قوم های بلوچ می باشد در کتاب های تاریخی ایران این قوم را اولین آریایی ها در ایران شناخته اند. کلمه ناروئی برگرفته شده از کلمه نهروان ( شهری که اکنون در عراق است ) گرفته شده که این قوم از نهروان عراق اولین بار پا به این منطقه گذاشتند و بعد ها به نام نهروئی و سپس ناروئی شناخته شدند لازم به ذکر است که شجرنامه طایفه ناروئی از هاشم جد بزرگوار حضرت علی (ع) شروع می شود و این مدرک در تمام تیره های (شاخه های) طایفه ثبت است ، آخرین تحقیقات 89 ناروئی ها بزرگترین طایفه بلوچ شناخته شدند طایفه ناروئی از 48 تیره تشکیل شده که در اینجا به برخی از این تیره ها اشاره می کنیم « شیرزائی (شیرخان زائی – شیرانزائی و...) سید زائی ، نهتانی ، زردازئی ، عیسی زائی ، کمال زائی و...
پرکندگی جمعیت این طایفه به شرح ذیل می باشد:
41% ایران ( سیستان و بلوچستان – کرمان – مازندران و گرگان – خراسان جنوبی و رضوی و... تدریج )
41% پاکستان ( بلوچستان – کراچی و ... به تدریج)
14 % افغانستان (نیمروز و...به تدریج)
4% در کشور های عربی – کشور های اروپایی – مالزی ، سنگاپور و..
سران این طایفه سردار نظرخان ایرانی فرزند سردار خداداد خان و نوه سردار سعید خان بودند که در ۱۹ بهمن ۱۳۳۰ در درگیریهای سیاسی در زابل شهید گردیدند.وشهادت ایشان موجب اختلاف شدید در طایفه تا جایی که فرزند ایشان سردار آریان خان مجبور به ترک وطن شد پس از سردار نظر خان فرزند یزرگ ایشان سردار پرویز خان به عنوان رییس طایفه انتخاب شدند که هم اکنون در سیستان سکونت دارند . قلعه سردار نظر خان هم اکنون در روستای ملک حیدری زابل پای برجاست